جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ بار دیگر صدها میلیون و شاید میلیاردها انسان را در سراسر جهان مبهوت خود کرده است. بازی زیبایی که در ذات خود میتوانست مظهر کار مشترک، خلاقیت جمعی و همبستگی یازده انسان در زمین مسابقه باشد، مدتهاست که در چنگال طمعورزی سرمایهداری و خرافات ناسیونالیستی اسیر شده است. آنچه امروز در جریان است ، نه یک فستیوال انسانی، بلکه صحنه رقابت بخش های مختلف سرمایه برای سودآوری بیشتر و میدان جنگ باد زدن
ناسیونالیسم است.
فوتبال مدرن دیگر یک ورزش مردمی که خلاقیت و ابتکاردر آن درخدمت همبستگی و نوعدوستی جهانی باشد نیست، این بازی به یکی از سودآورترین و پیچیدهترین صنایعِ انباشت سرمایه جهانی تبدیل شده است. بازارِ سرمایهداری با بلعیدن روحِ تودهایِ فوتبال، آن را به ابزاری برای کالاسازیِ مطلق بدل کرده است؛ از ساق پای بازیکنان که با قیمتهای نجومی مایه قمار بورسیِ کارتلها میشوند، تا احساسات خالص تودهها که در قالب بلیطها، و برندهای تجاری به تاراج میرود. در این ساختار، باشگاهها و مسابقات بزرگ دیگر نهادهای ورزشی صرف نیستند، بلکه شرکتهایی هستند که به ابزار غسل تعمید اموال دیکتاتورها و مالکان میلیاردرتبدیل شده اند . تقدیم جایزه صلح فیفا به ترامپ در سال گذشته تنها نمونه ای از هم خانواده بودن این کارتل عظیم کاپیتالیستی را با سرمایه داری جهانی نشان می دهند . قدرت مالی فیفا به اندازه ای است که در سالهای بحران اقتصادی سرمایه داری هم همواره روندی روبه رشد داشته است . در حالیکه همه جا بزرگترین کشورهای سرمایه داری دچار بحران و رکود اقتصادی هستند ، سال گذشته این بنگاه سرمایه داری بیش از یک میلیارد دلار به سرمایه اش اضافه شده است.
علاوه بر عرصه اقتصادی ، سرمایهداری رنگ سیاسی وایدئولوژیک خود را نیز به فوتبال و میادین آن تسری داده است. در جریان بازیهای ۲۰۲۶، ناسیونالیسم کور با به راه انداختن «جنگ پرچمها»، ماهیت همزیستی جهانی این ورزش را به مسلخ برده است و ورزشی را که پتانسیل پیوند دادن تودههای مردم و جوامع گوناگون را داشت، امروز به بازتولید رقابت ملی و مرزبندیهای کشوری آلوده کرده و این بازی پر طرفدار را به جنگ جغرافیاها و قومیتها تبدیل کرده است. بخصوص در بستر جامعه امروز ایران و بهویژه با انعکاس وسیع اخبار جنگ در خاورمیانه، شکل مشمئزکنندهتری به خود گرفته است. میدان فوتبال امروز به میدان جنگ نیابتی دو جریان مرتجع تبدیل شده است که هر دو با باد زدن به آتش ناسیونال- شووینیسم، خاک تنفر و تفرقه را به چشم جامعه میپاشند.
در یک سو، رژیم مرتجع اسلامی قرار دارد که طی ۴۷ سال گذشته ورزش را به یک نهاد کاملاً حکومتی، امنیتی و ابزاری برای بقای قدرت و تبلیغات مذهبی خود تبدیل کرده است. در سوی دیگر این میدان مسموم، طیف راست سلطنتطلب با
هیاهوی کرکننده و لشکرکشیهای سایبری و استادیومی ایستاده است. این جریان با تکیه بر یک نوستالژی پوشالی فاشیستی و ناسیونالیسم نژادپرستانه، تلاش میکند از زمین فوتبال پلهای برای احیای استبدادِ مردهی گذشته بسازد. هیاهوی آنها برای پرچم شیروخورشید، نه دفاع از آزادی، بلکه یک دکان سیاسیِ کاسبکارانه است؛ تلاشی شیادانه برای مصادره به مطلوب کردن احساسات ورزشی مردم و کانالیزه کردن خشم جامعه علیه رژیم کنونی به سمت یک آلترناتیو دستراستی و سرکوبگر دیگر. آنها در واقع دوقلوی ایدئولوژیک همان رژیم حاکم هستند؛ هر دو به دنبال زنجیر کردن ذهن جامعهاند، یکی با خرافات مذهبی و دیگری با خرافات نوستالژیک و شووینیسم عظمتطلبانه.
نمایش مبتذل «جنگ پرچمها» در مسابقات اخیر— یعنی تقابل پرچم شیروخورشید و پرچم جمهوری اسلامی—چیزی جز
مسموم کردن فضا نیست. حقیقت عریان این است: هر دو پرچم، نماد سرکوبگری، استبداد، اعدام و توحش علیه دهها میلیون انسان در تاریخ معاصر ایران هستند؛ یکی یادآور ساواک و شلاق و زندان آریامهری است و دیگری نماد گشت ارشاد، قتلعامهای خیابانی و چوبههای دار اسلامی . هیچکدام از این دو، جایی در مناسبات انسانی و همبستگی جهانی مردمان امروز ندارند. هر دو جریان تلاش میکنند از پیروزی یا شکست تیم فوتبال، کلاهی سیاسی برای خود ببافند؛ در حالی که در دنیای واقعی، این برد و باختها کمترین اثری برسرنوشت سیاسی جمهوری اسلامی یا اپوزیسیون راست آن نخواهد داشت.
ورزش تنها و تنها در یک جامعه آزاد و رها از چنگال سرمایه و دولت است که میتواند به عرصهای برای شکوفایی خلاقیت، تواناییهای بشری و همبستگی واقعی انسانی تبدیل شود. وظیفه مبرم و تعطیلناپذیر جنبش آزادیخواه، رادیکال و برابریطلب این است که با تمام قوا علیه این سموم ناسیونالیستی و مذهبی بایستد. ما باید افشا کنیم که چگونه جریان راست سلطنتطلب و حاکمیت فاشیستی اسلامی، از هیجانات ورزشی برای انحراف افکار عمومی از فقر، استثمار و سرکوب ساختاری استفاده میکنند. بساط این خیمهشببازی ناسیونالیستی باید برچیده شود؛ رهایی فوتبال از چنگال سرمایه، بخشی از نبرد بزرگتر برای رهایی کل جامعه از چنگال استثمار و استبداد است.
همایون گدازگر





